تو گم شدی تا دل دیوانه بسوزانی من کوه شدم تا به تماشای تو بنشینم
یک عمر به دنبال تو همجستجو نمی خواهم من غرقه نگاه تو شدم جستجو نمی بینم
آغاز منی تو پایان منی تو بیمار توام مژده درمان منی تو
رو از رخ ماهت من گم شده بودم
از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم
باران شدم حالت گیسوی تو را حس کنم دانه به دانه
افسانه چشمان تو در گوش جهان تازه کنند خانه به خانه
تنهان منم عاشق و دیوانه لبخند قشنگی که تو داری
منظومه بهم ریزد اگر خنده کنان تا به خیابان بگذاری
آغاز منی تو پایان منی تو بیمار توام مژده درمان منی تو
رو از رخ ماهت من گم شده بودم
از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم
یک بار تو را دیدم و در رابطه بخشیدم آنقدر که تو خوبی و زیبایی و گیرایی
در شرق قیامت شده از روی تو رویت
در خانه به من خوب من ای ماه تماشایی
آغاز منی تو پایان منی تو بیمار توام مژده درمان منی تو
رو از رخ ماهت من گم شده بودم
از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم